مرتضى راوندى

91

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

زمان » را سبب هلاك انسان و موجب اجراء « تقدير » مىدانسته‌اند و معتقد بودند كه تنها حيات اين جهان است كه اعتبارى دارد و چون انسان بميرد ، ديگر همه‌چيز تمام مىشود آنچه انسان را هلاك مىكند و از بين مىبرد نيز گذشت روزگار يعنى دهرست ، نه خواست خدا . . . برحسب عقيدهء حكماى دهرى ، در اين عالم هرچه هست قديم و ازلى است و هيچ‌چيز حادث نيست . . . اما اين حكماى دهرى چه كسانى بوده‌اند و كتابهايشان چه شده است ؟ جوابش آن است كه قلمرو اسلام ، سرزمين مناسبى براى نشر اين گونه سخنان نبوده است ، در هرحال غير از دهريه كه درواقع وجود خداى خالق را انكار مىكرده‌اند ، و مدعى ابديت و دوام و استمرار عالم بودند . دسته‌اى كه متأخرين آنها را « نيجريّه » هم خوانده‌اند ، اين جماعت وجود خداوند را انكار نمىكردند ليكن معتقد بودند كه جسم و روح هر دو حاصل امتزاج عناصر و اخلاط هستند و هر دو با مرگ فانى مىشوند و بنابراين ديگر حشرونشر و حساب و كتابى در كار نخواهد بود . زنديق . . . لفظ زنديق كه اشتقاق آن از « زنديك پهلوى » امروز ديگر تقريبا مسلم شناخته مىشود ، در عهد اسلامى ، گذشته از استعمال دربارهء مانويّه ، به همه كسانى كه به نوعى الحاد و شك و بىاعتقادى متهم بوده‌اند نيز اطلاق مىشده است . . . جاحظ و ابن النّديم كه نام زنادقه اسلام را ذكر كرده‌اند ، صورتى كه به دست داده‌اند مخلوطى است از نامهاى مختلف ، كه بعضى هم شايد زندقه آنها فقط همين مايه بوده است كه با دستگاه خلافت عباسى سازگار نبوده‌اند . در اوايل عهد عباسيان ، خاصه در عهد منصور و مهدى ، بسيارى از مسلمين به تهمت زندقه گرفتار شده‌اند . . . چنان كه از روايت ابن النديم برمىآيد مانويه در روزگار وليد بن عبد الملك اموى و در دورهء حكومت خالد بن عبد الله قسرى در عراق و خراسان بسيار بوده‌اند . . . مقارن آغاز عهد عباسيان كه نهضت شعوبيّه نيز رونقى داشته است زندقه نيز بيش و كم در مناظرات متكلمين و در مذاكرات اهل ادب مجال ظهور مىيافته است ، چنان كه در عهد منصور خليفه ، عده‌اى از اهل ادب به اتهام بىدينى هلاك شده‌اند . . . در اين ايام زنادقه را هرجا مىگرفتند غالبا زنجير مىكرده‌اند و به درگاه خليفه مىآوردند تا به امر او كشته شوند . گاه محل اجتماع آنها را كشف كرده و بر سرشان خراب مىكرده‌اند و در بعضى اوقات هم براى زندانى كردن آنها محل مخصوصى وجود داشته است . چنان كه از روايات مختلف برمىآيد وقتى كسانى به زندقه متهم مىشدند ، اگر انكار مىكردند آنها را غالبا وامىداشتند به تصوير مانى آب دهان بيندازند يا آنكه پاره‌اى گوشت بخورند يا پرنده‌اى